به نام خدا

کشف المحجوب گنج پنهان
«علي بن عثمان الجلابي» (469؛ 465 – 357)از مشاهير متصوفه و از عارفان بزرگ اواخر قرن چهارم هجري است. «كنيت وي ابوالحسن است و مريد شيخ ابوالفضل بن حسن ختلي است و به صحبت بسياري از مشايخ ديگر رسيده است»
«وي از اقران شيخ ابوسعيد ابوالخير است و اقتداي آن هر دو در طريقت به ابوالفضل محمدبن الحسن السرخسي - قدّس الله روحه - است و استاد ابوالقاسم قشيري - رحمة الله - را نيز ديدار كرده است. او در طريقت از مذهب جنيديه پيروي مي كرد، همانطور كه خود مي گويد: «شيخ من گفتي، و وي جنيدي مذهب بود كه سكر بازيگاه كودكان است و صحو، فناگاه مردان است من كه، علي بن عثمان جلابي ام مي گويم بر موافقت شيخم – رحمة الله عليه - . »
هجويري علاوه بر كشف المحجوب، داراي آثار متعدد ديگري بوده است: چون ديوان شعرش،كتاب منهاج الدين، كتاب فناء و بقاء، كتاب در شرح كلام حسين منصور حلاج، كتاب البيان لاهل العيان، كتاب نحو القلوب، كتاب اسرار الخرق و الملونات، كتاب الايمان، و كتاب الرعاية بحقوق الله تعالي. كه متاسفانه همه اين آثار از ميان رفته و تنها كشف المحجوب باقي مانده است.
امّا قرني كه هجويري در آن مي زيسته يعني قرن چهارم، از جمله دوره هاي مهم تاريخ تصوف در ايران به شمار مي رود، كه در آن مشايخ و عارفان بزرگي به نشر و تعاليم صوفيه پرداختند؛ شهادت يكي از بزرگترين مشايخ تصوف يعني «حسين بن منصور حلاج» در سال 309 بدست خليفه عباسي از جمله حوادث مهم اين عصر به شمار مي رود، كه هجويري نيز از او در كتاب خويش بسيار نام مي برد و كتابي در شرح كلام حسين منصور نگاشته است.
«در قرن سوم مشايخ و عارفان بزرگي چون، بايزيد بسطامي ( وفات 261 ) ، بشر حافي ( وفات 226 )، حارث محاسبي ( وفات 243 ) ، جنيد بغدادي ( وفات 297 ) ، حسين بن منصور حلاج ( وفات 306 ) ، سري سقطي ظهور كرده اند » «و تنها در خراسان يحيي بن معاذ الرازي ( م . 258 )، احمد بن خضرويه بلخي، ابوتراب نخشبي ( م . 245 )، بايزيد بسطامي ( م . 261 )، ابو حفض حداد نيشابوري ( م . 264 ) و حمدون قصار نيشابوري ( ناشر طريقت ملامتيه در نيشابور) مي زيسته اند.»
تعاليم و سخنان اين عارفان بزرگ توسط مريدان و شاگردان ايشان رواج يافت، و افراد و گروههاي زيادي به عرفان و تصوف روي آوردند، تا آنجا كه هجويري در كتاب خود مي نويسد: «من سيصد كس ديدم اندر خراسان تنها كه هر يك مشربي داشتند.»
گسترش و رواج تعاليم صوفيه سبب تاليف كتب عرفاني بسياري در قرن چهارم گرديد، همچون: «التعرف لمذهب التصوف» نوشته «ابوبكر بن ابواسحاق البخاري كلاباذي» كه بدست «ابو ابراهيم مستملي بخاري» به زبان فارسي برگردانده شد و كتاب «اللمع» نوشته «ابو نصر سراج» و كتاب «قوة القلوب» نوشته «ابو طالب مكي» كه همه اينها از معتبرين كتب صوفيه به شمار مي روند و از جمله منابع مهم هجويري در نگارش كتاب «كشف المحجوب» اند. وي از اين آثار بسيار تاثير گرفته است. طوري كه بسياري از احاديث و اقوال كه در كتاب خود آورده ماخوذ از «التعرف» است. اما آنچه « كشف المحجوب» را مانند ساير آثار عرفاني در ادبيات صوفيه ماندگار مي نمايد پيوند عميق و نزديك آن با آيات الهي و احاديث و اقوال مشايخ و بزرگان است. هجويري در مورد نام كتاب مي گويد: «آنچه گفتم كه اين كتاب را كشف المحجوب نام كردم مراد آن بود كه تا نام كتاب ناطق باشد بر آنچه اندر كتاب است، مر گروهي را كه بصيرت بود چون نام كتاب بشنوند دانند كه مراد از آن چه بوده است.» و نيز مي گويد: «اين كتاب اندر بيان راه حق بود و شرح كلمات و كشف حجب بشريت جز اين نام وي را اندر خور نبود.»
«كشف المحجوب» در لغت به معناي آشكار كننده رازها و نهاني هاست. و مراد از رازها، حجابهاي بشري است كه ميان خالق و مخلوق حائل گشته است. در اين اثر، نويسنده چهارده باب را در بيان حقيقت تصوف و احوال و آداب مشايخ، صحابه، تابعين، انصار، ياران پيامبر و عارفان بزرگ نوشته و از كشف حجابهايي كه بين بنده و حق تعالي قرار دارد سخن گفته و اشارات و رموز و منازل و مقامات طريقت را بيان نموده است و به شرح و توضيح اصطلاحات عرفاني و تصوف پرداخته است.
استاد ملك الشعراء بهار در مورد نثر كشف المحجوب مي گويد: «اين كتاب از حيث سبك بالاتر و اصيل تر و به دوره اول نزديك تر است، تا ساير كتب صوفيه و مي توان آن را يكي از كتب طراز اول شمرد كه هر چند در قرن پنجم تاليف شده و بيش از كتب قديم دستخوش تازي و لغت هاي آن زمان است، اما باز نمونة سبك قديم را از دست نداده و رويهمرفته داراي سبك كهنه است. افعال و لغات كهنه و استعمالات دورة اول به تمامها در اين كتاب ديده مي شود و از اين گذشته اصطلاحات خاصي نيز از خود دارد كه غالب آنها بعد از اين در كتب تصوف مصطلح گرديده است. مثل: بشوليدن وقت، پاي بازي، چهله پشتاپشت، ... و نيز اصطلاحات و كلمات تازي عربي مثل خيريت، بشريت، كليت، حيوانيت، عبوديت و ... اما موازنه و سجع هايي كه در آن آمده است از اسجاع ساير كتب دَوْر اول مثل بلعمي و ساير كتب زيادتر است. كه اين هم از ويژگي هاي نثر كشف المحجوب است.»
اما آنچه بر ارزش كشف المحجوب مي افزايد، اين است كه، اين اثر مورد استفاده غالب كساني كه در احوال و آثار و مشايخ صوفيه و اصطلاحات تصوف به تحقيق و تفحص پرداخته اند، قرار گرفته است. استاد بهار در اين مورد مي گويد: «يكي از مآخذ شيخ عطار در تذكرة الاولياء همين كتابست و حتي گاهي عبارت آن به عينه در اين يكي روايت مي شود و شكي نيست كه شيخ در نوشتن تذكرةالاولياء اين را يا منقولاتي از آنرا در زيردست داشته است.» استاد زرين كوب نيز مي گويد: «اين اثر از ماخذ تذكرة الاولياء عطار و فصل الخطاب خواجه پارسا و نفحات الانس جامي واقع شده است.» وي جامع ترين تاليف قدماء صوفيه در باب عقايد و اصول و مبادي قوم و معتبرترين كتب نظري قديم متصوفه را، رساله قشيريه معرفي مي كند و نظير آن را در زبان فارسي كتاب كشف المحجوب تاليف هجويري نام مي برد.
استفاده از آيات قرآني و اخبار و احاديث به منظور حفظ و انسجام كلام كه مطابق با معاني جملات و متن صورت گرفته و درج و تضمين اشعار عربي براي آرايش و زينت كلام، از ديگر ويژگي هاي اين اثر است كه به نويسنده در انتقال معاني متعالي و پربار كمك بسيار نموده و نثر كتاب را غنا و استحكام خاصي بخشيده است. وجود تركيبات عربي و جملات دعايي بعد از ذكر نام اشخاص، و اصطلاحات فلسفي، عرفاني، كلامي و فقهي، ... نيز ارزش اثر را چند برابر نموده است.
در كشف المحجوب نزديك به دويست حديث كه اكثر آنها از پيامبر اكرم (ص) و نبوي است ذكر شده است. و نيز نام و شرح بيش از دويست تن از مشايخ و عرفاي بزرگ و صحابه و تابعين و ياران پيامبر و فرقه هاي تصوف همراه با نكته هاي عرفاني و شنيدني پيرامون زندگي اين بزرگان ذكر شده است. كه همه اينها حاكي از التفات و توجه عميق او به مسائل اسلامي، عرفاني، فقهي و حديث است. وي با برقراري ارتباطي نزديك بين شريعت و طريقت بر اين مدعا كه اصول تصوف او به هيچ عنوان با عقايد و آراي اسلامي . آنچه در قرآن بيان شده است تفاوت ندارد صحه مي گذارد. زيرا او ، نه تنها به شرح و تفسير اصطلاحات تصوف و احوال مشايخ و مبادي صوفيه پرداخته بلكه به شرح سيرت نبي و اهل صفه و ياران و صحابه پيامبر و اهل بيت نيز پرداخته و احاديث و اشعار و اقوال بسياري را از پيامبر و ياران وي و مشايخ و بزرگان را، در جاي خود شرح نموده است.
پيوند ناگستني تصوف او، از راه شريعت و همة آنچه در مورد سير و سلوك نفس آدمي و احوال و اطوار آن مي گويد، در دل هر صاحب ذوقي كشش و جذبه به حق تعالي را ايجاد مي كند و ميل به حق را در وجود آدمي بر مي انگيزاند، و مي خواهد انسان با كنار زدن حجابها، بي واسطه حقِ عبوديت را به درگاه حضرت احديت به جاي آورد و به طريق عشق و معرفت رهنمون گردد.
لازم به ذكر است كه اين كتاب با تصحيح ژوكوفسكي در 1926 ميلادي در لنين گراد، و در 1342 هـ . ق به اهتمام سيد احمد عليشاه در لاهور و با تصحيح حكيم محمد حسين فاضل ديوبندي در 1931 ميلادي باز در لاهور انتشار يافته و در 1330 در سمرقند طبع شده و در تهران هم از روي طبع مصحح ژوكوفسكي طبع عكسي نشر گرديده است.
--------------------------------------------------------------------------------
. نفحات الانس ، ص 321
. سبك شناسي ، ج 2
. كشف المحجوب، ص 232
. كشف المحجوب، ص 2
. كشف المحجوب، صص 2 ، 96 ، 192
. كشف المحجوب، ص 67
. كشف المحجوب، ص 192
. كشف المحجوب، ص 333
. كشف المحجوب، ص 333
. كشف المحجوب، ص 63
. كشف المحجوب، ص 368
. كشف المحجوب، ص 360
. آشنايي با علوم اسلامي، ج 2
. تاريخ ادبيات ايران، ج 1 ، ص 255
. كشف المحجوب، ص 216
. كشف المحجوب، ص 4
. كشف المحجوب، ص 4
. سبك شناسي، ج 2
. سبك شناسي، ج 2
. ارزش ميراث صوفيه، ص 133
. طبري، ع .، 1373 ، زبدة الآثار، انتشارات امير كبير، چاپ اول.


